|
作曲 : Mohammadreza Shayea |
|
作词 : Mohammadreza Shayea |
|
بزرگ شدم قد جانماز بابا |
|
قد جاده ای كه واسش نا نداره پاهام |
|
قد چرخیدن عقربه های رو مچم |
|
قد آرزوهایی كه نداره جایی تو مخم |
|
18 سال، نه بچه ننه بودم، نه سربار كسی |
|
نه اهل پر قوئم |
|
هر كی ما رو دید گفت یه پپه ی پرتی |
|
نمیدونن كه دل ما پی نقشه ی گنج نیست |
|
آره، كنترل نمیشیم از ننه بابا و بو ادكلن نمیدیم |
|
راجع به من قضاوت همیشه راحت بوده |
|
ولی فكر كنم بشه هنوز منو آدم دونست |
|
امكانش هست كه فاكتور نگیرنم |
|
چون هیچ وقت هیچ جا خالطور ندیدنم |
|
با خیال آرزو قد كشیدم ولی باطل |
|
نه این جا پرویت دریه و نه من هری پاتر |
|
زل بزن ببین آسمون قشنگ نیست |
|
كنار قبر گِل شده، سبزه و چمن نیست |
|
موقع اذان مؤذن اذان نمیگه |
|
روز خوبی نمیاد، وقت عذاب رسیده |
|
زل بزن ببین آسمون قشنگ نیست |
|
كنار قبر گِل شده، سبزه و چمن نیست |
|
موقع اذان مؤذن اذان نمیگه |
|
روز خوبی نمیاد، وقت عذاب رسیده |
|
عسل نیستم كه انگشتم بزنن |
|
معمولا اطرافیانم ازم خوشمزه ترن |
|
خوشتیپ، خوشگل، گل پسرای عالی |
|
از اونایی كه ندارن غصه برای مامی |
|
رفتار نمیشه باهاشون مثل نخاله |
|
خوشن با پول تو جیبی و جنس مخالف |
|
به چشم نمیاد هر كی عین ما اند بخاره |
|
عاشقت میشن با مارك و لیبل خارج |
|
از اون چپولای ژیگول عشق قاقا لیلی |
|
كه یه پسر جیگر به چشم بابایی شی |
|
فلش به ماها پیچشد یه ضربدرم روشه |
|
میگه سمتم نیا چون مغزمم پوچه |
|
اینا رو میگن تا رگم آروم شه بزنم |
|
چون اون قدری نخوردم كه گوشت شه به تنم |
|
چون ممدرضا با حرفاشون اذیت نشد |
|
بگو فقط جون مادرت نصیحت نكن |
|
زل بزن ببین آسمون قشنگ نیست |
|
كنار قبر گِل شده سبزه و چمن نیست |
|
موقع اذان مؤذن اذان نمیگه |
|
روز خوبی نمیاد وقت عذاب رسیده |
|
زل بزن ببین آسمون قشنگ نیست |
|
كنار قبر گِل شده، سبزه و چمن نیست |
|
موقع اذان مؤذن اذان نمیگه |
|
روز خوبی نمیاد، وقت عذاب رسیده |
|
یاد چشمام بخیر كه بوی نور میداد |
|
الان خیس میپرسه یه روز خوب میاد؟ |
|
كنارش چین و چروكا دارن تولد میگیرن |
|
و توش خستگی تحمل میبینن |
|
جرئت ادامه بدون شب و خوابای رنگیش |
|
چون هر جا نقش داشتیم زدن كانال بعدی |
|
به ریشمون خندیدن و سیبیل تابوندن |
|
چند تا قالب دیگه باید به دل صابون زد |
|
نمیدونم چجوری باید این حكایتو بگم |
|
که میتونم ره 100 ساله رو یه ساعته برم |
|
منم دوست دارم بگم اونور پرچینو دیدم |
|
وقتی راه میرم بشه فهمید سنگینه جیبم |
|
عاشق باشم، زندگی كنم |
|
بنویسم، بخونم، ببینم قبطه میخورن |
|
تازه رسیدم به حرفای بابابزرگم |
|
چیزی نبود درد دلامو بالا آوردم |
|
زل بزن ببین آسمون قشنگ نیست |
|
كنار قبر گِل شده، سبزه و چمن نیست |
|
موقع اذان مؤذن اذان نمیگه |
|
روز خوبی نمیاد، وقت عذاب رسیده |
|
زل بزن ببین آسمون قشنگ نیست |
|
كنار قبر گِل شده، سبزه و چمن نیست |
|
موقع اذان مؤذن اذان نمیگه |
|
روز خوبی نمیاد، وقت عذاب رسیده |
|
از اول زندگیم تاحالا نتونستم خودمو دلمو |
|
قانع کنم که حداقلش واسه من یکی یه روزه خوب میاد |